الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
412
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 440 . ) اين نامه قسمتى از يك نامه مفصلى است كه امام ( ع ) به وسيله « جرير ابن عبد اللّه بجلى » براى معاويه فرستاده است « نصر ابن مزاحم » در كتاب « صفين 1 نصر ابن مزاحم - صفين - صفحه 29 » صفحه 29 و « ابن قتيبه » در كتاب « الامامة و السياسة 1 ابن قتيبه - الامامة و السياسة - جلد 1 صفحه 93 » جلد 1 صفحه 93 ، « ابن عبد ربه » در كتاب « عقد الفريد 1 ابن عبد ربه - عقد الفريد - جلد 4 صفحه 322 » جلد 4 صفحه 322 ، « طبرى » در جلد 5 تاريخ 1 طبرى - تاريخ - جلد 5 صفحه 235 چاپ ليدن خود صفحه 235 چاپ ليدن و « ابن عساكر » در تاريخ « دمشق » 1 ابن عساكر - تاريخ دمشق - در شرح حال معاويه آن را نقل كردهاند ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - جلد 3 صفحه 209 جلد 3 صفحه 209 ) . ( 441 . ) و انما الشورى للمهاجرين و الانصار . . . بعضى خواستهاند اين نامه امام ( ع ) را دليل صحت و درستى خلافت خلفاء بگيرند ، ولى همان گونه كه مىدانيم اين حرف از دو جهت نادرست است : نخست اين كه در خطبهها و سخنان امام ( ع ) فراوان آمده كه حكومت آنها بر خلاف حق بوده است و خلافت و جانشينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مخصوص آن حضرت مىباشد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شخصا او را تعيين فرموده « 1 » ( در باره اين مطلب در جلد اول از صفحه 371 تا 378 و از صفحه 400 تا 403 بحث شده و در جلد دوم تحت شماره 332 به اين مطلب اشاره گرديده است ) ديگر اين كه : اين نامه به معاويه نوشته شده و امام ( ع ) مىخواهد او را از طريق حرفهاى خودش محكوم نمايد چرا كه معاويه خود را منصوب از ناحيه « عمر و عثمان » مىدانست و استدلال ميكرد خلافت آنها صحيح است زيرا مهاجران و انصار با آنان بيعت كردهاند . امام ( ع ) از همين نكته در اين نامه استفاده كرده و ياد آورى فرموده كه طبق اظهارات خودت ، مىبايست از فرمان من نيز تبعيت كنى چرا كه همان مهاجران و انصار نيز با من بيعت كردهاند . لذا جائى براى بهانه و عذر باقى نمىماند و اين صرفنظر از اين معنى است
--> 1 - دربارهء اين مطلب در جلد اول تحت شمارهء 172 بخش توضيحها و همچنين شماره هاى 206 تا 210 بحث شده و در جلد دوم تحت شماره 335 بخش توضيحها به اين مطلب اشاره گرديده است .